پیر بلوتو که یک کمپ چوببری را اداره میکند، اولیو را به این دلیل که از اسفناج او خوشش نیامده به رودخانه انداخته است. پاپای او را نجات میدهد و در یک مسابقه چوببری به حساب بلوتو میرسد.
صفحه 131
پیر بلوتو که یک کمپ چوببری را اداره میکند، اولیو را به این دلیل که از اسفناج او خوشش نیامده به رودخانه انداخته است. پاپای او را نجات میدهد و در یک مسابقه چوببری به حساب بلوتو میرسد.
پاپای، اولیو و ویمپی به یک کشتی ارواح برخورد میکنند. آنها وارد کشتی میشوند و ارواح به روشهای مختلف شروع به ترساندن آنها میکنند.
ویمپی دستیار بسیار تنبل و بیعرضهای است، به طوری که اولیو نعلبند او را اخراج میکند. پاپای و بلوتو هر دو تابلوی استخدام دستیار را میبینند و برای به دست آوردن این شغل با هم رقابت میکنند. البته رقابت آنها مغازه را به ویرانی میکشاند.
وقتی پاپای نوزاد را با کالسکه به پیادهروی میبرد، این کوچولو تا زمانی که نخوابد آرام نمیگیرد. البته در این میان سر و صداها و شلوغکاریها پایانی ندارد.
یک پلیس راهنمایی و رانندگی سعی میکند به بتی نزدیک شود؛ بتی برای فرار از دست او سرعت میگیرد، دستگیر میشود و تحت یک محاکمه موزیکال قرار میگیرد.
دو خوکی که خانههای خود را از کاه و چوب میسازند، برادرشان را که در حال ساختن خانهای آجری است مسخره میکنند. اما وقتی گرگ بدجنس میآید و خانههای آنها را فوت کرده و خراب میکند (پس از آنکه ترفندهایی مثل پوشیدن پوست گوسفند شکست میخورد)، آنها به خانه برادرشا…
پس از اینکه آخرین انسان فروشگاه بزرگ را ترک میکند، اسباببازیها به بخش موسیقی میروند و شروع به اجرای ترانه «ما پولداریم» اثر وارن و دابین میکنند. به زودی سکهها و اسکناسها و همچنین عروسکهای پشت ویترین در بخش پوشاک برای همخوانی به آنها ملحق میشوند.
شوخیهای کوتاه و موسیقی، از جمله ترانهای به همین نام که از فیلم موزیکال «جویندگان طلا در سال ۱۹۳۳» سرچشمه گرفته است. چهرههای هالیوودی که در این اثر به شکل کاریکاتور درآمدهاند عبارتند از تالولا بنکهد، جوان بلوندل، جیمز کاگنی، بینگ کرازبی، گای کیبی، زیسو پیت…
یک سگ اسباببازی پارچهای تازه دوخته شده است که صدای کودکی را میشنود که پرتقال میخواهد. مادر کودک توضیح میدهد که پولی ندارند و نمیتواند پرتقال بخرد. سگ به همراه جعبهای پر از اسباببازیهای دیگر برای فروش بستهبندی میشود، اما به زودی سر از خیابان درمیآور…
معدنچیان معدن «نور ماین» برای ناهار به کافه بتی بوپ (یک مکان پرجنبوجوش جاز) میروند. در همین حال در معدن، بیمبو به قلمروهای عجیب و غریبی نفوذ میکند.
پاپای و اولیو اویل به تماشای یک نمایش رودیو میروند.
پاپای، اولیو اویل و ویمپی در جزیرهای با بومیان متخاصم دچار سانحه کشتیشکستگی میشوند.
پاپای و بلوتو در اولین انیمیشن کوتاه خود که بتی بوپ نیز در آن حضور دارد، برای به دست آوردن عشق اولیو اویل با یکدیگر میجنگند.
پاپای و اولیو که روی یک کلک در آب سرگردان هستند، در جایی که به نظر میرسد آفریقا باشد به ساحل میرسند و بلافاصله با فیلها و گوریلها (و حتی یک گوزن شمالی!) درگیر میشوند. پاپای در نهایت به طور همزمان با کل باغوحش مبارزه میکند؛ البته بعد از اینکه ابتدا یک ق…
بتی و بیمبو، به عنوان ملکه و پادشاه جشن اول مه، میزبان یک مهمانی بزرگ در فضای باز هستند که با لاستیک مایع پاشیده و پوشانده میشود. کوکو نیز حضور کوتاهی دارد.
بتی یک شغل منشیگری میگیرد که در آن رئیسش او را مورد آزار جنسی قرار میدهد... اما نه بدون چراغ سبز نشان دادن و تشویق از سوی خود بتی.
بتی بوپ میزبان یک مهمانی هالووین با چند مهمان ناخوانده است.
بتی به تنهایی در آشپزخانه سخت کار میکند تا اینکه دوستانش (از جمله بیمبو و کوکو) یک جشن تولد غافلگیرکننده برای او میگیرند که حسابی پر سر و صدا و شلوغ میشود.
در حالی که بیمبو و کوکو بتی را تحسین میکنند، آزمایش آنها به یک هیولا تبدیل میشود.
بتی در حین خواندن کتاب داستانهای مادر غاز، آرزو میکند که ای کاش میتوانست از چنین مکان شگفتانگیزی دیدن کند. آرزوی بتی با ظاهر شدن مادر غاز برآورده میشود و او بتی را به گردش در سرزمین مادر غاز میبرد. بتی اوقات خوشی دارد تا اینکه عنکبوتِ «میس مافت کوچک» با …
بتی بوپ میرود تا پیرمرد ترسناک کوهستان را از نزدیک ببیند؛ او آهنگ اصلی را میخواند و یک اجرای دونفره با بتی انجام میدهد.
پاپای با اسکیت به خانه اولیو میرود تا هدیه کریسمس او را که یک جفت اسکیت روی یخ است به او بدهد. در حالی که پاپای مشغول آموزش دادن به اوست، بلوتو با اسکیت از راه میرسد و مزاحمت ایجاد میکند؛ پاپای نیز طبق معمول با او درگیر میشود. وقتی اولیو دوباره دست رد به س…
پاپای به مکزیک سفر میکند، جایی که اولیو به عنوان رقصنده کار میکند و بلوتو یک راهزن است.
«بارتوش نشان داد که انیمیشن میتواند شاعرانه باشد... این بارتوش بود که برای نخستین بار جرئت کرد به انیمیشن ابعاد یک هنر والا را ببخشد و به آن اعتماد کرد تا صدای دردش باشد، قلبش را عریان کند و از امیدش به آیندهای بهتر بگوید؛ آیندهای که خودش هرگز آن را ندید.»؛…
3,165 عنوان، صفحه 131 از 132
لینک توی حافظه کپی شد، حالا میتونی توی نرمافزار دانلودت بچسبونیش.
کپی خودکار انجام نشد، متن بالا رو دستی انتخاب و کپی کن.