ادی یک کلاهبردار است. وقتی برای او پاپوش دوخته شده و در دادگاه حاضر میشود، امیدوار است با ادعای جنون از مجازات قسر دربرود؛ اما در عوض برای ارزیابی روانی سر از یک بیمارستان درمیآورد. همان شب، طوفان باعث قطع برق میشود و در هرجومرج به وجود آمده، ادی را با پزش…