چند خواننده کم شعور و بی عقل سفری را برای غلبه بر ترسشان و رسیدن به یک جشنواره موسیقی اغاز میکنند و...
صفحه 2
چند خواننده کم شعور و بی عقل سفری را برای غلبه بر ترسشان و رسیدن به یک جشنواره موسیقی اغاز میکنند و...
فیلم «خواننده» درباره محبوبترین خواننده تمام دوران فنلاند، یعنی اولاوی ویرتا است. مردی که از فقر به اوج رسید و به هنرمندی تبدیل شد که مردم فنلاند عاشقانه دوستش داشتند. مردی که عاشق زنان زیبا بود و زنان زیبا نیز عاشق او بودند. مردی که از سرعت، ماشینهای آمریکا…
رندل ، فیلمی اکشن و مهیج محصول سال ۲۰۱۷ به کارگردانی جسی هاجا است. داستان فیلم در شهری خیالی واقع در کشور فنلاند رخ میدهد ، جایی که قهرمان داستان مردی به نام رندل است که انتقام و نفرت چشمانش را کور کرده است و…
لاسه پیرمردی نژادپرست است که در یک مجتمع آپارتمانی پر از پناهندگان و مهاجران زندگی میکند. کمال پسری ۱۶ ساله است که از زندگی خود در فنلاند خسته شده و آرزو دارد برای زندگی با پدرش به نایروبی برود. تنها مشکل این است که او پول خرید بلیط را ندارد.
لیوی که برای تحصیل در دانشگاه به پاریس رفته بود، برای تابستان به زادگاهش فنلاند بازمیگردد تا به پدرش که رابطهای سرد با او دارد، در بازسازی خانه دریاچهای خانوادگی برای فروش کمک کند. طارق، یک پناهجوی تازه از سوریه، برای کمک در کارها استخدام شده است. وقتی پدر …
یک زن شاغل متوجه میشود که دوستپسرش یک زندگی دوگانه مخفیانه دارد. او کیف پولی پیدا میکند و تصمیم میگیرد فرار کند. دختربچهای که او نیز از دست ناپدری تبهکارش در حال فرار است، با او همراه میشود. آنها با هم تلاش میکنند خود را به خانه مادربزرگ دختر برسانند.
تابستان ۱۹۶۲ است و اولی ماکی فرصتی برای کسب عنوان قهرمانی جهان در بوکس پروزن دارد. از حومه فنلاند تا چراغهای درخشان هلسینکی، همه چیز برای شهرت و ثروت او آماده شده است. تنها کاری که اولی باید انجام دهد کاهش وزن و تمرکز است. اما یک مشکل وجود دارد؛ او عاشق رایا …
رولی و دخترک الف کوچکی به نام جونیپر به همراه بقیه رولیها و موجودات عجیب دیگر، زندگی آرام و سرگرمکنندهای را در دهکده سرسبز خود سپری میکنند. یک روز، این دو دوست کنجکاو خبر شگفتانگیزی را از مالکوم کرم میشنوند: در جایی بسیار دور، فراتر از کوهها، جنگلها و …
مایکل مور برای درک بیواسطه این موضوع که ایالات متحده آمریکا چه چیزهایی میتواند از کشورهای دیگر بیاموزد، به شکلی شوخطبعانه به برخی از آنها «حمله» میکند تا ببیند چه چیزهایی برای ارائه دارند.
هواپیمای رئیسجمهور آمریکا توسط تروریستها سرنگون میشود و او در جنگلهای وحشی فنلاند سرگردان میماند. اسکاری ۱۳ ساله که در یک ماموریت شکار به سر میبرد تا با ردیابی یک گوزن، بلوغ خود را به قبیلهاش ثابت کند، به جای گوزن، رئیسجمهور را در یک کپسول نجات پیدا می…
چهار داستان درباره زندگی فنلاندیها با هم تلاقی میکنند. در داستان اول، یک نوازنده درام به نام مونکی ماهونن برای کار بازسازی به ویلای تابستانی همگروهی قدیمیاش میرود. داستان دوم حول محور یک گروه موتورسوار تازهکار و رهبرشان جونی میچرخد که در یک مغازه روستای…
«با سر در گودال» یک کمدی سیاه درباره مادری مجرد با مشکلات کنترل خشم و دختر نوجوانش است که همیشه در مدرسه به دردسر میافتد. با ورود به یک مدرسه دیگر، سر و کله یک معلم جدید و خاطرهای از گذشته مادر پیدا میشود. طولی نمیکشد که یک جیببر تصادفی و یک قصهگوی بدنام…
پدری با داشتن چهار فرزند، در حالی که بچهها در خانه حضور دارند، به شکلی وحشیانه چندین بار مورد اصابت ضربات چاقو قرار میگیرد. در حین این اقدام بیرحمانه، همسر او، آنلی اوئر، در حال تلفن زدن به مرکز فوریتهای اضطراری است. «تماس اضطراری: راز یک قتل» یک فیلم مستن…
تصویری از جنگ داخلی فنلاند از دیدگاه ارتش سفید. ماموریت سربازان ستوان ملین، نفوذ به قلب شهر و بازپسگیری کاخ نسیلینا از سرخها است.
یوها برگ یک دائمالخمر ۳۰ ساله و بیامید در محله کالیو در هلسینکی است. یوها کوچکترین تصمیمی برای تغییر سبک زندگی خود ندارد، بلکه کاملاً برعکس است. او از روابط جنسی متعدد، خشونتهای هیجانانگیز و البته الکل لذت میبرد؛ الکلی که پولش را حتی شده با جمعآوری بطری…
مردان فنلاندی در سونا، مستقیماً از اعماق قلب خود صحبت میکنند.
لیلا، زندانیای که به تازگی عفو شده، با گزینههای محدودی که پیش رو دارد، میپذیرد که به عنوان دستیار یک کشیش نابینا کار کند. پدر یاکوب روزهای خود را صرف پاسخ دادن به نامههای نیازمندان میکند، کاری که از نظر لیلا بیهوده است. اما وقتی نامهها متوقف میشوند، کشی…
سپتامبر ۱۹۴۴، چند روز قبل از خروج فنلاند از جنگ جهانی دوم. یک تکتیرانداز کامیکازه فنلاندی به نام ویکو که به صخرهای زنجیر شده بود، موفق میشود خود را آزاد کند. ایوان، کاپیتان ارتش شوروی که توسط پلیس مخفی جبهه دستگیر شده بود، به سختی فرار میکند. آنها سربازان…
در شمال فنلاند در پاییز سال ۱۹۱۶، سایما نیوا مردی را که در رودخانه شناور است نجات میدهد که مشخص میشود یک ستوان آلمانی به نام براون است. براون و شش تن از همرزمانش موفق شدهاند از اسارت جنگی در ایستگاه راهآهن مورمان فرار کنند، اما ستوان مجبور شده از گروه گمش…
43 عنوان، صفحه 2 از 2
لینک توی حافظه کپی شد، حالا میتونی توی نرمافزار دانلودت بچسبونیش.
کپی خودکار انجام نشد، متن بالا رو دستی انتخاب و کپی کن.