در سال ۱۹۶۹، یک زمینشناس مهمان از نیوفاندلند با ابراز عشق به دختری محلی که قرار است راهبه شود، جنجال بزرگی در یک روستای کوچک ایرلندی به پا میکند.
راسل، پدری مجرد، پس از آنکه همسرش او و پسر پنج سالهشان را ترک میکند، میان کار خود به عنوان وکیل و مراقبت از فرزندش تعادل برقرار میکند. وقتی همسرش د…
داستان واقعی پسرانی که در یتیمخانه خود که توسط یک انجمن مذهبی در نیوفاندلند اداره میشد، مورد آزار و اذیت جنسی قرار گرفتند.
لینک توی حافظه کپی شد، حالا میتونی توی نرمافزار دانلودت بچسبونیش.
کپی خودکار انجام نشد، متن بالا رو دستی انتخاب و کپی کن.