وقتی باب سیتون تگزاسی وارد شهر لارنس در کانزاس میشود، چیزهای زیادی برای دوست داشتن در آنجا پیدا میکند، به خصوص مری مککلاد، دختر بانکدار محلی. با این حال، بوی سیاست در هوا به مشام میرسد. این دوران درست پیش از جنگ داخلی است و از هماکنون اختلاف شدیدی در این قلمرو بر سر اینکه آیا بدون بردهداری باقی بماند یا خیر وجود دارد. وقتی سیتون فرصت نامزدی برای کلانتری را پیدا میکند، خود را در رقابت با معلم مدرسه محلی و محترم، ویلیام کانترل میبیند. اما هیچچیز آنطور که به نظر میرسد نیست. کانترل در حالی که در انظار عمومی به عنوان یک شهروند درستکار رفتار میکند، به شدت جاهطلب است و آماده است برای به دست آوردن نام و ثروت در این قلمرو دست به هر کاری بزند. وقتی او در انتخابات کلانتری شکست میخورد، گروهی از غارتگران را تشکیل میدهد که به قاچاق اسلحه در قلمرو پرداخته و به مهاجران دستبرد زده و آنها را وحشتزده میکنند. در نهایت با پوشیدن لباسهای متحدالشکل کنفدراسیون، این سیتون و شهروندان خوب لارنس هستند که باید در یک رویارویی نهایی با کانترل و غارتگرانش روبرو شوند.