سالی ناامیدانه تلاش میکند تا به فرزند متولد نشدهاش فرصتی بدهد که خودش هرگز نداشته است. جاسپر میخواهد از دست اوباشی که به زندگی و کارش نفوذ کردهاند فرار کند. پارمی، یک رئیس مافیای محلی، رویای نابود کردن رقبا را در سر میپروراند. هر سه مرد در استیتن آیلند زندگی میکنند و هنگامی که مسیر زندگی آنها با هم تلاقی میکند، هیچ چیز دیگر مثل قبل نخواهد بود.