مایا، دختری خیالپرداز و بازیگوش، و یان، پسری خجالتی که از شهر آمده است، باید هر طور شده اردوی تابستانی محبوبشان را نجات دهند و سباستین، سازنده عجیبوغریب آنجا، را از اردوگاه بیرون کنند. برای این کار، آنها راهی دره میشوند تا خرسی را پیدا کنند که گفته میشود در آنجا زندگی میکند؛ خرسی که با وجود سالها شایعه درباره وجودش، تاکنون هیچ انسانی آن را ندیده است و ...