در سال ۲۰۱۶، خورشید تمام دنیا را به بیابانی سوزان و بایر تبدیل کرده است. انسانهایی که زنده ماندهاند یا مبتکرند یا خشن، و گاهی هر دو. ماری، خواهر کوچکش لئونی و بهترین دوستش فیلیپ، سوار بر خودرویی به سمت کوهستان در حرکتند؛ چرا که شایعه شده در آنجا آب وجود دارد. آنها در طول مسیر با تام آشنا میشوند که یک مکانیک زبردست است. اما آیا میتوانند به او اعتماد کنند؟ گروه که غرق در بیاعتمادی عمیق است، به درون یک کمین کشیده میشود و اینجاست که نبرد واقعی آنها برای بقا آغاز میگردد.