یک زن، خواهر دو قلویش را که ثروتمند تر از اوست را به قتل می رساند تا هویتش را جعل کند. اما این جعل هویت بیش از پیش او را در معرض خطر قرار می دهد...
یک زن، خواهر دو قلویش را که ثروتمند تر از اوست را به قتل می رساند تا هویتش را جعل کند. اما این جعل هویت بیش از پیش او را در معرض خطر قرار می دهد...
زنی که در حال بهبودی از یک فروپاشی عصبی است، تلاش میکند همسرش و پلیس محلی لندن را متقاعد کند که شاهد یک قتل در خانه متروکه مجاور بوده است.
یک بیمار روانی ثروتمند سابق برای استراحت و بهبودی به عمارت خود بازمیگردد. او یک روز هنگام قدم زدن در محوطه، صدای جیغهای زنی را از زیر زمین میشنود. با این حال، خانوادهاش حرف او را باور نمیکنند و این حادثه را فرصتی میبینند تا ثابت کنند او دوباره دیوانه شده…
یک بیوه مجنون و روانپریش، بچههای بیخبر از همهجا را با یک چرخش داستانی عجیب و شبیه به قصه «هانزل و گرتل» به عمارت بزرگ خود میکشاند.
سربازان در یک شهر روستایی در انگلستان به شکلی وحشیانه توسط موجودی ناشناخته به قتل میرسند. دو خواهر که در آن نزدیکی زندگی میکنند متوجه میشوند که شاید علت این اتفاقات را بدانند.
دکتر بروکنتون، انسانشناس، یک انسان غارنشین اولیه را که حلقه مفقوده عصر یخبندان (نیمی انسان غارنشین و نیمی میمون) است، در یک غار محلی کشف میکند. او از طریق آزمایش موفق میشود با او ارتباط برقرار کرده و اهلیاش کند، اما یک سازنده زمین عصبانی او را آزاد میکند …
داستانی از جادوگری، جادوی سیاه و یک خانه جنزده در منطقه آمیشها.
یک بیوه سالخورده راز مرگباری را پنهان میکند که برای مدفون نگه داشتن آن دست به هر کاری خواهد زد.
یک زن مدیر سیرک، از جنجالهای رسانهای مربوط به یک سری قتلهای زنجیرهای به نفع خود بهرهبرداری میکند.
گوئن پس از یک فروپاشی عصبی، شغل مدیریت مدرسهای را در روستای کوچک هادابی میپذیرد. او در آنجا میتواند از آرامش و سکوت بهرهمند شود تا سلامت خود را به طور کامل به دست آورد. اما در زیر ظاهر بتانگیز زندگی روستایی، او به آرامی با واقعیت هولناکی روبرو میشود؛ این…
پرستار بچه، خدمتکار مقیم یک خانواده لندنی، جوی ۱۰ ساله و افسرده را از بخش روانپزشکی که پس از مرگ خواهر کوچکترش به مدت دو سال در آن بستری بود، به خانه بازمیگرداند. جوی از خوردن هرگونه غذایی که پرستار آماده کرده یا حمام کردن در حضور او خودداری میکند. او همچنی…
کیت و لیبی، دو دوست نوجوان، برای تفریح مزاحمت تلفنی ایجاد میکنند اما ناگهان خود را درگیر یک قتل دوگانه وحشیانه میبینند که توسط یکی از طعمههای تلفنیشان انجام شده است.
زن جوانی توسط مادر مجنون نامزد سابقش که او را مقصر مرگ پسرش میداند، مورد آزار و وحشت قرار میگیرد. این فیلم با نام «بمیر! بمیر! عزیزم!» نیز شناخته میشود.
زنی گرفتار کابوسهای مکرر است که به نظر میرسد توسط شوهر مرحومش که گفته میشود در یک آتشسوزی کشته شده، ایجاد میشوند.
زنی که در آسانسور خانهاش گیر افتاده است، توسط گروهی از اراذل و اوباش بیرحم مورد آزار و اذیت و وحشت قرار میگیرد.
پس از بیست سال بستری بودن در آسایشگاه روانی به دلیل ارتکاب دو قتل، مادری نزد دخترش که از او دور افتاده بود بازمیگردد، جایی که شک و تردیدهایی درباره رفتارهای او شکل میگیرد.
لینک توی حافظه کپی شد، حالا میتونی توی نرمافزار دانلودت بچسبونیش.
کپی خودکار انجام نشد، متن بالا رو دستی انتخاب و کپی کن.