مارتین فلمن، دانشمندی است که از ترس غیرمنطقی از چاقو و وسواس فکری شدید برای قتل همسرش رنج میبرد. او که به دلیل کابوسهای وحشتناک در آستانه جنون قرار گرفته، با یک روانکاو آشنا میشود که پیشنهاد درمان این بیماری پیچیده را میدهد.
مارتین فلمن، دانشمندی است که از ترس غیرمنطقی از چاقو و وسواس فکری شدید برای قتل همسرش رنج میبرد. او که به دلیل کابوسهای وحشتناک در آستانه جنون قرار گرفته، با یک روانکاو آشنا میشود که پیشنهاد درمان این بیماری پیچیده را میدهد.
یک پیانیست مشهور جهانی هر دو دست خود را در یک حادثه از دست میدهد. وقتی دستهای جدیدی به او پیوند زده میشود، با وحشت متوجه میشود که این دستها متعلق به یک قاتل بودهاند.
یک شاعر توسط صاحب یک موزه مجسمههای مومی در یک سیرک استخدام میشود تا داستانهایی درباره هارونالرشید، ایوان مخوف و جک قاتل بنویسد. در حین نوشتن، شاعر و دختر صاحب موزه، اوا، داستانهای خارقالعاده را در ذهن خود تجسم میکنند و عاشق یکدیگر میشوند.
راسکولنیکف، دانشجوی سابق، زمانی که برای پرداخت اجارهبهای آپارتمانش با مشکل مواجه میشود، به سمت ارتکاب قتل سوق پیدا میکند. هنگامی که پلیس در حال بررسی پرونده قتل است، راسکولنیکف میان تلاش برای پنهان کردن گناه خود و فشار برای اعتراف، دستوپا میزند.
در طول شام یک بارون ثروتمند و همسرش در یک عمارت آلمانی قرن نوزدهمی که چهار نفر از خواستگاران زن نیز در آن حضور دارند، یک نمایشدهنده سایهبازی با نشان دادن تصویری از آنچه ممکن است امشب در صورت تداوم حسادت بارون و پیشروی خواستگاران رخ دهد، ازدواج آنها را نجات …
هنگامی که یک زوج جوان در یک مسافرخانه کوچک روستایی توقف و استراحت میکنند، مرد توسط مرگ ربوده شده و پشت دیواری بزرگ، بدون در و پنجره، زندانی میشود. زن برای پیوستن به او خود را مسموم میکند و با مرگ روبرو میشود؛ مرگ به او سه فرصت میدهد تا ثابت کند عشق قویتر…
یک ستوان کاریزماتیک که به تازگی به یک دژ نظامی دورافتاده منتقل شده، توسط گروهی از راهزنان کوهستان اسیر میشود و به این ترتیب یک نمایش کمدی پر هرجومرج آغاز میشود که نمونهای از بیپرواترین آثار لوبیچ است. یک طنز فوقالعاده پر هرجومرج و بازیگوشانه از زندگی ن…
در پراگ قرن شانزدهم، یک خاخام موجودی غولپیکر از گل به نام گولم میسازد. او با استفاده از جادوگری، این موجود را زنده میکند تا از یهودیان پراگ در برابر آزار و اذیت محافظت کند.
یک موجود بیگانه از سیاره الگول به مردی دستگاهی میدهد که انرژی کافی برای تامین برق کل جهان را تولید میکند.
پراگ، بوهم، ۱۸۲۰. بالدوین، دانشجویی بیپول، عاشق کنتس مارگیت میشود؛ زن نجیبزاده ثروتمندی که او را از غرق شدن نجات داده است.
لینک توی حافظه کپی شد، حالا میتونی توی نرمافزار دانلودت بچسبونیش.
کپی خودکار انجام نشد، متن بالا رو دستی انتخاب و کپی کن.