ماکوی با عینک دودی و سیگاری بر لب، هر کاری میکند تا دوستدخترش سونیا را که فرزندشان را باردار است، پس بگیرد. او به روستای دورافتاده پولوپاندان، زادگاه سونیا سفر میکند، اما بلافاصله با برخورد سرد مادر سونیا، فلی، روبرو میشود. اما ماکوی کسی نیست که به این راح…