داستان فیلم هفت روز سرنوشتساز از زندگی مادر ترزا را روایت میکند؛ دورانی که او تصمیم میگیرد صومعه لورتو انتالی در کلکته را ترک کرده و فرقه مذهبی خود را بنیانگذاری کند و ...
داستان فیلم هفت روز سرنوشتساز از زندگی مادر ترزا را روایت میکند؛ دورانی که او تصمیم میگیرد صومعه لورتو انتالی در کلکته را ترک کرده و فرقه مذهبی خود را بنیانگذاری کند و ...
روایت داستان مردی ثروتمند به نام هنری شوگر که می تواند با کمک کتاب اسرارآمیزی که دزدیده است، آینده را پیش بینی کند. او سپس تصمیم می گیرد وارد بازی شود که ...
«دیوداس» (شاهرخ خان) پسر یک خانواده ثروتمند است که از دیرباز عاشق دختری بنام «پرواتی» بوده است، اما خانواده اش مانع ازدواج او با آن دختر شده اند. سرانجام دیوداس برای تسکین دردش وارد مسیری برگشت ناپذیر می شود و سرنوشت او از دست او و همینطور خانواده اش خارج می ش…
یک خانواده مرفه با ملاقات غیرمنتظره و ناخواستهی مردی مواجه میشوند که ادعا میکند دایی گمشدهی زن خانواده است. شک و تردید اولیهای که آنها با آن از این مرد استقبال میکنند، به مرور زمان و با شنیدن داستانهای سفرهای او از بین میرود؛ داستانهایی که با دیدگاه…
زن جوان و فداکاری که دختر یک خانواده پناهنده طبقه متوسط از پاکستان شرقی است، شادی و خوشبختی خود را فدای خانواده ناسپاسش میکند.
شامالندو، تاجر جاهطلب، از نشان دادن زندگی مجلل خود با همسرش به خواهرشوهرش، توتول، که به ملاقات آنها آمده لذت میبرد. اما توتول چندان تحت تأثیر جلوههای ثروت قرار نمیگیرد.
آمیتابها روی، فیلمنامهنویسی اهل کلکته است که برای جمعآوری مطالب برای یک فیلم در کشور رانندگی میکند. خودروی او در شهری کوچک خراب میشود. یک چایکار به نام بیمال گوپتا، به او پیشنهاد مهماننوازی برای شب را میدهد. آمیتابها مجبور میشود این پیشنهاد را بپذیرد ز…
در دهه ۱۸۷۰ هند، چارولاتا زنی منزوی و هنردوست است که همسر روزنامهنگار و پرمشغلهاش، بوپاتی، را به ندرت میبیند. بوپاتی با درک اینکه همسرش تنها و ناراحت است، پسرعمویش آمال را متقاعد میکند تا وقت خود را با چارولاتا بگذراند و انگیزههای خلاقانه او را پرورش دهد.…
آرتی برخلاف میل همسر سنتیاش، سوبراتا، و والدین او که با آنها زندگی میکنند، شغلی به عنوان فروشنده خانهبهخانه در محلههای ثروتمند کلکته پیدا میکند. آرتی با الگوبرداری از دوست انگلیسی-هندی خود، ادیت، که با مردانی که در کار با آنها مواجه میشود همتراز صحبت…
آپو که اکنون دانشجوی سابق و بیکاری است و در رویاهایش به آیندهای به عنوان نویسنده فکر میکند، دعوت میشود تا به همراه یکی از دوستان قدیمی دوران کالجش به سفری روستایی برای شرکت در یک مراسم عروسی برود.
راکیش به همراه برادرش مادان و پدرش در رانگون زندگی میکند. مادان به راه کج رفته و میراث خانوادگی را که به شکل یک اژدها است به همراه مقداری پول نقد میدزدد و به هند فرار میکند. مدت کوتاهی پس از آن، جسد بیجان او زیر پل هاورای کلکته پیدا میشود. راکیش به کلکته …
پس از زندگی در بنارس، "آپو" ده ساله به همراه مادر خود به خانه دایی خود در دهکده ای کوچک بنگالی نقل مکان می کنند. "آپو" به مدرسه رفته و پس از مدتها فارغ التحصیل شده و بورسیه کالجی در کلکته را بدست می آورد. او خانه را ترک می کند اما مادرش با ترک او در هم می شکند…
نیل و پدرو با هواپیما بین چانگکینگ و کلکته بار جابهجا میکنند. وقتی دوست صمیمی آنها بیل به قتل میرسد، آنها شروع به تحقیق میکنند. نیل با ویرجینیا، نامزد بیل ملاقات میکند و در حالی که شیفته جذابیت او میشود، به وجود یک توطئه عمیقتر شک میبرد.
لینک توی حافظه کپی شد، حالا میتونی توی نرمافزار دانلودت بچسبونیش.
کپی خودکار انجام نشد، متن بالا رو دستی انتخاب و کپی کن.