یک مادر تنها در تلاش برای نجات سفر اردوگاهی پسرش در پایان سال تحصیلی، تصمیم میگیرد به عنوان راننده اتوبوس وارد عمل شود و در عین حال سعی میکند به او نشان دهد که واقعاً میتواند یک مادر باحال باشد. اما ...
یک مادر تنها در تلاش برای نجات سفر اردوگاهی پسرش در پایان سال تحصیلی، تصمیم میگیرد به عنوان راننده اتوبوس وارد عمل شود و در عین حال سعی میکند به او نشان دهد که واقعاً میتواند یک مادر باحال باشد. اما ...
پترسون راننده اتوبوس جوانی است که زندگی شادی را با همسرش می گذراند. او کارهای روزمره اش را انجام می دهد و دفتری هم با خود دارد که در آن شعر می گوید تا اینکه ...
هنگامی که چند جوان کم ایمان در بیابان داخل یک اتوبوس دچار حادثه میشوند جهنم را به چشم خود می بینند و...
ماریو، راننده اتوبوسهای مسافرتی، تمام عمر خود را صرف جابهجایی بازنشستگان به جنوب آفتابی با شرکت مسافرتی خود به نام «سفرهای بهشت» کرده است. امروز، در آستانه بازنشستگی، ماریو باید گروهی از جوانان اهل مهمانیهای غیرمتعارف را به یک جشنواره موسیقی روانگردان در ک…
در چندین داستان بیارتباط با هم، پیامدهای پافشاری بر عقیده یا ناتوانی در انجام آن مورد بررسی قرار میگیرد.
در آخرین روز کاری کلانتر وین، شهر کوچک او مورد حمله کلاغهای تشنه به خون قرار میگیرد که گوشت انسان میخورند. در همین حال، همسرش سینتیا برای خداحافظی با دوستش گرچن به مزرعهای میرود که یک خانواده منونایت در آن زندگی میکنند و رازی تاریک درباره منشأ این کلاغه…
در حومه یک شهر کوچک، یک راننده اتوبوس زن و مسافرانش با راهزنان جادهای مواجه میشوند.
در حومه ژاپن، بازماندگان یک تراژدی گرد هم میآیند و تلاش میکنند تا بر آسیبهای روحی خود غلبه کنند، در حالی که یک قاتل زنجیرهای نیز در منطقه آزادانه پرسه میزند.
سال ۱۹۸۷، عشق در زمان جنگ: جورج که راننده اتوبوس است با کارلا ملاقات میکند؛ یک پناهنده نیکاراگوئهای که زندگی بیثبات و عمیقاً غمانگیزی را در گلاسگو میگذراند. پشت او زخمی است، دوستپسرش ناپدید شده، خانوادهاش پراکنده شدهاند و او تمایل به خودکشی دارد. جورج …
کریستینا پرنسس ثروتمند و لوسی است که همراه با والدین سلطنتیاش به رم سفر کرده است. هدف از این سفر، ازدواج او با یک تاجر بسیار ثروتمند است تا از این طریق ضررهای مالی پادشاهی کوچکشان در کسبوکار کازینو جبران شود. اما این نقشههای نهچندان نجیبانه زمانی به هم می…
دختر جوانی به عنوان پرستار و خدمتکار شبانهروزی برای یک پیرزن ترسناک مشغول به کار میشود. او نمیداند که این پیرزن هر شب مقداری از خون او را میکشد تا به گیاه عجیب خود بخوراند.
دو کارگر دستوپاچلفتی پمپ بنزین، به عنوان تنها وارثان در وصیتنامه یک گانگستر معرفی میشوند. سفر آنها برای تصاحب ثروتشان زمانی به انحراف کشیده میشود که به همراه چند غریبه دیگر، در یک خانه جنزده گرفتار میشوند.
لینک توی حافظه کپی شد، حالا میتونی توی نرمافزار دانلودت بچسبونیش.
کپی خودکار انجام نشد، متن بالا رو دستی انتخاب و کپی کن.