"دیندا" که بچه های روستا او را به خاطر قدرتش عجیب می دانند، به طور اتفاقی "پنجی" و "امبار" را مجروح می کند. او پشیمان می شود و از خاله "دونا" می خواهد…
لینک توی حافظه کپی شد، حالا میتونی توی نرمافزار دانلودت بچسبونیش.
کپی خودکار انجام نشد، متن بالا رو دستی انتخاب و کپی کن.