هاردی به دلیل مشکلات روانی که در کارخانه بوق سازی پیدا کرده است به دستور پزشک به قایقی در کنار دریا می رود ...
سال 1938، جنگ خاتمه پیدا کرده است اما استن که مسئول حفاظت از یک سنگر بوده هنوز از این قضیه مطلع نشده است. در همین هنگام الیور، همرزم سابق استن، عکس وی…
"لورل" و "هاردی" مامور می شوند تا سند یک معدن طلا را بدست دختر پروفسری که مرده برسانند...
گروهی از کولی ها در جوار قصر کنت ساکن شده اند، در این حین زن الیور، دختر کنت را دزدیده و به خانه می آورد. اما بعد از مدتی دختر را رها کرده و به همراه …
لورل و هاردی به تازگی یک مغازه تعمیرات الکتریکی راه اندازی کرده اند، اما با زن و مردی که در مجاورت آنها صاحب فروشگاهی می باشند به مشکل بر می خورند ...
"استن" و "الیور" ملوانانی هستند که در مرخصی به سر می برند. آنها بعد از مراجعه به یک هتل متوجه می شوند که صاحب زورگوی هتل سعی دار دختری که در آنجا کار …
آوریل سال ۱۹۱۷، با آغاز جنگ سربازی اجباری ارتش آغاز میشود. در این میان لورل و هاردی نیز به اجبار به جنگ فرستاده میشوند و سادله لوحی آنها در جنگ ماجر…
دو زن جوان به نامهای زیسو و تلما شکایت دارند که تمام قرارهای ملاقاتشان آنها را به شهربازی کانی آیلند میبرند. روز بعد، ماشینی از کنارشان رد میشود و…
هاردی پس از یک شکست عشقی دچار افسردگی می شود و تصمیم می گیرد برای فراموش کردن این قضیه به همراه لورل به ارتش پیوسته و به عنوان سرباز در یک پایگاه صحر…
استن درباره رفتن به باشگاه شبانه با اولی به همسرش دروغ میگوید، اما خانم لورل نقشه آنها را میشنود و دست هر دو را میخواند.
"استن" بطری مشروبات الکلی را از همسرش میگیرد و با "اولی" شبی را در باشگاه رنگین کمان میگذراند ...
ورل و هاردی، نوازندگان دوره گرد در سرمای زمستان، به امید کسب درآمد در کنار خیابان مشغول نواختن اند که سازهایشان را در یک دعوا از دست میدهند. در همین …
استن و اولی، محکومان فراری، هنگام تعویض لباس در ماشین فرار، به اشتباه شلوارهای یکدیگر را میپوشند. آنها بقیه فیلم را صرف تلاش برای تعویض شلوارهایشان …
استن و اولی، کارگران اصطبل، از یک اسب اصیل به نام «پسر آبی» مراقبت میکنند. اما وقتی میشنوند دو مرد درباره پاداش ۵۰۰۰ دلاری برای بازگرداندن «پسر آبی»…
پسرها برای یک شبنشینی در شهر مخفیانه بیرون میروند، بیخبر از اینکه همسر استن کوپنهای خرید خانه را با پسانداز مخفیانه استن عوض کرده است. پسرها با د…
جی. پیدمونت مامبلتاندر متکبر، به استقبال برادرزادهاش میرود که با دامن اسکاتلندی از اسکاتلند آمده است. او بلافاصله برادرزادهاش را نزد یک خیاط میبر…
یک تاجر ثروتمند نفت پس از یک شب خوشگذرانی، بیدار میشود و میفهمد که شب گذشته ازدواج کرده است. او با وکیلش تماس میگیرد تا اوضاع را سروسامان دهد.
یک مدیر مسابقات بوکس، بوکسور ضعیف خود را بیمه میکند و سپس تلاش میکند تا حادثهای برای او ترتیب دهد تا بتواند پول بیمه را به جیب بزند.
لینک توی حافظه کپی شد، حالا میتونی توی نرمافزار دانلودت بچسبونیش.
کپی خودکار انجام نشد، متن بالا رو دستی انتخاب و کپی کن.