پسر بچه کوچکی به نام پردلاکا در طول جنگ جهانی دوم به همراه پدرش از پراگ به حومه شهر سفر میکند. در آنجا، پسر با یک ماهیگیر محلی دوست میشود و صید مارم…
جولی، جوانترین دختر یک بازرگان ورشکسته، برای نجات جان پدرش فداکاری میکند. او به قصری جادویی در جنگل میرود و با «نتوور» روبرو میشود، هیولایی پرنده…
ویکتوریای بدطینت که به محبوبیت خواهر «خوب» و پوچمغزش حسادت میکند، در چای کلارای زیبا مادهای سمی و دیرگداز میریزد. در حالی که کلارا به شکلی هیستریک…
داستان زندگی ۷ دوست در یک شهر کوچک چکسلواکی از سال ۱۹۴۵ تا مدتی پس از سال ۱۹۵۸.
لینک توی حافظه کپی شد، حالا میتونی توی نرمافزار دانلودت بچسبونیش.
کپی خودکار انجام نشد، متن بالا رو دستی انتخاب و کپی کن.