ایجی منگلهورن پیرمردی معمولی در یک شهر کوچک است. او از گربه بیمارش مراقبت میکند، هر جمعه با تحویلدار بانک محلی گپ کوتاهی میزند و هر روز در یک مکان…
آرامش و معصومیت یک شهر کوچک در اوکلاهما زمانی از بین میرود که یکی از پسران شهر، لال و غرق در خون در کنار دریاچه پیدا میشود. کلانتر محلی که نمیتواند…
لینک توی حافظه کپی شد، حالا میتونی توی نرمافزار دانلودت بچسبونیش.
کپی خودکار انجام نشد، متن بالا رو دستی انتخاب و کپی کن.